خانه
گاما

درسنامه آموزشی تاریخ اسلام (1) کلاس دهم معارف

درس 14: امام محمدباقر (ع)

بازدید844
تاریخ بروزرسانی1403/11/2

سال‌های آغازین زندگانی حضرت باقر

چهار سال آغازین عمر امام باقر در سایه جدش امام حسین گذشت و از فیوضات این گوهر تابناک و دُردانهٔ رسول خدا (ص) بهره‌مند گشت، در واقعه کربلا چنان که مورخین آورده‌اند، امام باقر در کنار سایر خاندان بنی‌هاشم حضور داشت، و در آن وقت همراه کاروان اسرا به شام رفت، بی‌تردید امام باقر لحظه به لحظه شاهد وقایع جانگداز کربلا بوده است. امام باقر همچنین مدت 39 سال در سایه پدر بزرگوار خود امام سجاد به سر برد.

خلفای هم عصر امام باقر

اوضاع فکری و فرهنگی عصر امام باقر (ع)

شرایط فکری و فرهنگی جامعه اسلامی را در پایان سده اول هجری می‌توان در محورهای ذیل خلاصه کرد:

1- گسترش فتوحات و آشنایی مسلمانان با افکار سایر ملت‌ها و ایجاد ابهامات و شبهات در مسائل اعتقادی.
2- عدم توجّه حاکمان به تربیت دینی و فعالیت‌های علمی و فرهنگی جامعه به علت سرگرم شدن به کشورگشایی و منازعات سیاسی.
3- حضور پراکندهٔ پیروان سایر ادیان در میان مسلمانان و شکل‌گیری منازعات فکری.
4- ظهور اختلافات فقهی بر اثر عدم دسترسی فقهای متأخر به سنت نبوی در اثر ممنوعیت طولانی روایت و کتابت حدیث.
5- ارائهٔ ناقص و تحریف شدهٔ تعالیم اسلامی به مردم و بی‌خبری آنان از اصول و عقاید اسلامی.
6- کشته شدن صحابه و تابعان معتقد به امامت علی و سایر ائمه توسط خلفای بنی‌امیه و در نتیجه فراهم شدن بستر مناسب برای جاعلان حدیث و غالیان.

امام باقر در چنین شرایطی عهده‌دار امر امامت شدند. اما از طرف دیگر به علّت فروکش کردن تنش‌های سیاسی، بسیاری از علما و دانشمندان از صحنهٔ سیاست فاصله گرفته و به مباحث فقهی و علمی روی آوردند؛ این رویکرد گسترده به مسائل فقهی که با آزاد شدن ضبط و تدوین احادیث به اوج خود رسید، موجب پیدایش مکاتب و مشرب‌های مختلف گردید.

امام باقر و توسعهٔ تشیع

الف) شیعه در لغت به معنای پیرو و یار است. در اصطلاح به کسی گفته می‌شود که امام علی را جانشین بلافصل پیامبر از سوی خداوند می‌داند. در ابتدا شیعه در معنای لغوی آن به کار می‌رفت و تنها با آمدن نامی در پی آن مانند «شیعهٔ علی» و «شیعهٔ عثمان» نمایانگر پیروان یک شخص خاص بود. اما با گذشت زمان این عنوان به کسانی که جانشینی حضرت علی را از طرف خدا می‌دانستند، اختصاص یافت. سؤالی که مطرح می‌شود این است که تشیع به عنوان یک گروه و مذهب متمایز از دیگر گروه‌ها و مذاهب، از چه زمانی پدید آمد؟ در پاسخ باید گفت: هرچند دیدگاه‌های نادرستی در این‌باره مطرح شده است، اما شواهد روایی و تاریخی به خوبی دلالت دارد که پیشینهٔ تشیع به زمان رسول خدا باز می‌گردد. رسول خدا در مناسبت‌های گوناگون، ضمن به کار بردن واژۀ «شیعه» دربارهٔ پیروان امیرمؤمنان علی آنان را رستگاران حقیقی معرفی می‌کرد. از این‌رو، تعدادی از اصحاب رسول خدا تلاش کردند جزء شیعیان امام علی به شمار آیند که برجسته‌ترین آنان، سلمان، ابوذر، مقداد و عمار بودند. پس از رحلت رسول خدا و در پی رخدادهای سیاسی و دینی، رفته رفته، شیعیان آن حضرت رو به فزونی نهادند. در دوران حکومت امویان به رغم سخت‌گیری و ستم فراوان آنان، تشیع از رشد روزافزون برخوردار شد و به عنوان یکی از جریان‌های فکری و سیاسی جدی جامعه مطرح بوده و نقش آفرینی می‌کردند؛ که این امر ناشی از تلاش‌های امامان معاصر این دوره ـ به‌ویژه امام باقر و امام صادق ـ بود.

ب) امام باقر گنجینه‌ای از احادیث پیامبر، و امام علی و امامان پیش از خود را به شاگردانش عرضه کرد. شاگردان امام باقر هزاران حدیث از ایشان نقل کرده‌اند.

این امر بعدها از سوی عالمان شیعی در سده‌های دوم و سوم مبنای جمع‌آوری و نگارش حدیث قرار گرفت.

ج) در حوزۀ علمی امام باقر افراد زیادی حضور پیدا کرده و از علم و دانش ایشان بهره می‌گرفتند. در کتاب رجال طوسی، 467 نفر به‌عنوان صحابی امام باقر ثبت شده است. البته این تعداد از اصحاب نزدیک ایشان بودند؛ وگرنه شمار راویان حدیث از امام باقر بیش از این بوده است. در میان این اصحاب چندنفر، سرآمد فقها و مرجع معاصران خود شدند. تبحر آنان در شناخت مذهب به گونه‌ای بود که نظر آنان در مورد صحیح یا نادرست بودن حدیث یا فتوایی، مورد پذیرش واقع می‌شد. جایگاه علمی و فتوایی آنان از طرف امام صادق نیز مورد تأیید قرار گرفت. این افراد عبارت بودند از: زرارهٔ بن‌ِاَعیَن، بُرید بن معاویه، محمد بن مسلم، ابوبصیر اسدی، و فُضیل بن یسار.

د) امام با تشکیل حوزۀ علمی خود در شهر مدینه به بیان حدیث، فقه، تفسیر و سیرهٔ نبوی از دیدگاه مکتب تشیع پرداخت. در این دوران شیعیان در جلسات علمی حضرت اجتماع کرده و مباحث علمی را از ایشان فرا می‌گرفتند. امام در سخنان خود به نقش محوری اهل بیت، در فهم علوم اسلامی اشاره می‌کرد. نمونه‌های فراوانی وجود دارد که امام مردم را به بهره‌گیری از اهل بیت دعوت می‌کردند. ایشان به یکی از یاران خود می‌فرماید: «به شرق و غرب عالم بروید، جز علم ما علم صحیح نمی‌یابید».

ه‍) امام در مقابل علمایی که برای دستیابی به منافع مادی و دنیوی و در جهت حفظ حکومت ظالمانهٔ اموی به تحریف دین و کتمان حقایق می‌پرداختند، موضع‌گیری می‌کرد. حضرت در ضمن نامه‌ای از این دسته از علما شکایت فراوان می‌کند و می‌فرماید: «نظایر احبار و رُهبان را ببین، احباری که کتاب خدا را از مردم کتمان کرده و با تمام این احوال، سودی از کارشان نکرده و راه به‌جایی نبردند. اکنون مانند آنها در این امت‌اند، کسانی که الفاظ قرآن را حفظ کرده و حدود آن را تحریف می‌کنند. آنها با اشراف و بزرگان هستند. زمانی که رهبران هواپرست متفرق شوند، آنها با کسانی هستند که از دنیا بهرهٔ بیشتری دارند. فهم آنها در همین حد است.»

و) پس از رحلت پیامبر و برخی از یهودیان تازه مسلمان شده همچون کعب‌الاحبار فرصت یافتند تا معارف اسلامی را طبق کتاب مقدس خود تبیین نمایند. به عنوان مثال در برخی از این احادیث، افعال و رفتاری به پیامبران الهی نسبت داده شده است که به هیچ‌وجه در شأن آنان نیست. امام باقر بخشی از فعالیت علمی و فرهنگی خود را به پیراستن فرهنگ اسلامی از این‌گونه خرافات اختصاص داد.

تصویر بقیع پیش از خراب شدن

فکر کنید و پاسخ دهید (صفحهٔ 125 کتاب درسی)

 

با توجه به مطالب درس گذشته عملکرد امام سجاد چگونه زمینه‌ساز نهضت علمی فرزندش ـ امام باقر ـ گردید؟

جریان‌های فکری دوران امام باقر

پیامبر اسلام در طول دوران رسالت، خود قرآن و اهل بیت را به عنوان دو میراث گران‌بها به مسلمانان معرفی کرد. ایشان همواره به مسلمانان تأکید می‌کرد که برای حفظ جامعهٔ اسلامی و حرکت در مسیر خیر و صلاح از این دو محور نباید غافل شوند. لکن پس از رحلت پیامبر، کسانی مسیر حرکت جامعهٔ اسلامی را از خط اهل بیت جدا کردند و اولین انحراف را پدید آوردند. از آن به بعد، روز به روز بر دامنه انحرافات و تنوع گروه‌های فکری افزوده شد. بدین ترتیب جریان‌های فکری منحرف به تدریج در جامعه اسلامی شکل گرفت و در دوران امام باقر با برقراری آرامش نسبی، فعالیت آنان شدت گرفت.

طرفداران عثمان (عثمانی)

هواخواهان عثمان بن عفان ـ خلیفه سوم ـ کسانی بودند که اعتقاد داشتند عثمان مظلومانه به قتل رسید. این عنوان در ابتدا رنگ و بوی مذهبی نداشت و صرفاً گویای تمایل شخصی نسبت به عثمان بوده است. بعدها این نام رنگ و بوی مذهبی و دینی به خود گرفته و به عنوان فرقه‌ای در مقابل شیعه، خوارج و معتزله مطرح شد. اساس اعتقاد طرفداران عثمان برتری و فضیلت عثمان بر امام علی است.

خوارج

گروهی از مسلمانان بودند که در جنگ صفین پس از آنکه امام علی را وادار به پذیرش حکمیت کردند، به نتیجهٔ آن اعتراض کرده، راه خود را از سایر مسلمانان جدا نمودند و به خوارج معروف شدند. خوارج پس از شهادت امام علی همچنان به عنوان یک گروه معترض در جامعهٔ اسلامی باقی ماندند. آنها به واسطهٔ روحیهٔ انعطاف‌ناپذیر و خشن و نیز ساختار فکری خاص خود، افزون بر دشمنی با اهل بیت، از حاکمان بنی‌امیه و بنی‌عباس نیز ناخشنود بودند. خوارج شورش‌های خشونت‌آمیز متعددی را در مناطق اسلامی به راه انداختند.

مُرجِئه

یکی‌دیگر از جریان‌های فکری و عقیدتی زمان امام باقر جریان فکری مرجئه است. این گروه بر این باور بودند که اقرار به شهادتین برای هر مسلمان کافی است و دیگر نیازی به التزام عملی نسبت به دستورات اسلامی نیست. از دیگر عقاید مرجئه سکوت و عدم قضاوت نسبت به کفر و ایمان افراد و یا حق و ناحق بودن آنها بود. این‌گونه مباحث پس از کشته شدن عثمان و وقایع دوران امام علی در میان مردم شایع شد. لذا مرجئه قائل بودند که داوری میان آنان را باید به خدا واگذار نمود تا در روز قیامت داوری کند. بنی‌امیه که افکار مرجئه را به سود خود می‌دید تلاش زیادی در جهت ترویج عقاید آنان انجام داد.

جَبریه و قَدریه

یکی از مسائلی که همواره ذهن انسان را به خود مشغول کرده است، موضوع آزادی مطلق در کارها و یا جبر و عدم اختیار انسان است. جبریه کسانی بودند که می‌گفتند انسان آزادی و اختیار برای انجام کارهایش ندارد و تمام اعمال او به‌طور مستقیم از جانب خداوند است. در مقابل عده‌ای نیز به آزادی کامل انسان اعتقاد داشتند. بنی‌امیّه تفکر جبریه را در جهت منافع خود می‌دید، آنان خلافت و حکومت خود را به عنوان سرنوشت مقدر از جانب خداوند بیان می‌کردند و بدین وسیله زمینهٔ هرگونه اعتراض و قیام مردم از بین می‌رفت.

غّلات

یکی از دشواری‌های امام باقر و جامعه شیعه، جریان غلو بود. این جریان، هم‌زمان با فشار خلفای اموی رو به فزونی گذاشت. غالیان با سوءاستفاده از روایات اهل‌ بیت و نسبت دادن احادیث جعلی به آنان می‌کوشیدند از اعتبار و حیثیت امامان برخوردار شوند. آنها با کشاندن شیعیان ساده لوح به دنبال خود، در پی تحقق اهدافشان بودند.

امام با شدت با غالیان برخورد می‌کردند. آنها را به‌طور رسمی از نزد خود طرد کرده، یا در نزد اصحاب از افراد غالی تبری جسته و آنها را لعن می‌کردند. برخی از این افراد امام را به عنوان مهدی موعود معرفی می‌نمودند. اما حضرت در رد سخن آنها می‌فرمود: «گمان می‌کنند که من مهدی موعودم ولی من به پایان عمر خویش نزدیک‌ترم تا به آنچه اینان مدعی هستند و مردم را به آن فرا می‌خوانند».

امام باقر و خلفای اموی

امامت امام باقر با پنج خلیفۀ اموی هم‌ زمان بود که از جمله می‌توان به عمر بن‌عبدالعزیز و هشام بن‌عبدالملک اشاره کرد. در میان خلفای هم عصر با امام باقر عملکرد عمر بن‌ عبدالعزیز کاملاً متفاوت بود. اگرچه وی نیز همچون سایر خلفای بنی‌امیه با وجود حضور امام باقر، خلافت را غصب کرده بود؛ اما پس از به قدرت رسیدن اقدامات اصلاحی مهمی انجام داد. از جمله؛ لغو قانون لعن و ناسزاگویی به امام علی در منابر و خطبه‌های نماز جمعه، بازگرداندن فدک به اهل بیت، حمایت از علویان و کاهش فشار و آزار آنان. عمر بن عبدالعزیز در جهت کاهش محدودیت‌ها و فشارها بر شیعیان، به والی خود در مدینه دستور داد تا به امور شیعیان رسیدگی نماید. همچنین با لغو ممنوعیت نقل حدیث، به راه‌اندازی نهضت علمی، جمع و تدوین حدیث کمک شایانی کرد.

نُه سال پایانی دوران امامت امام باقر هم‌زمان با خلافت هشام بن‌عبدالملک بود. هشام مردی خشن، سنگدل، مال دوست و بخیل بود. وی همچون اجداد خود از هیچ‌گونه سختگیری و ایجاد محدودیت برای امام و شیعیان کوتاهی نکرد. در زمان حکومت هشام شرایط برای امام باقر بسیار سخت و حساس بود. یک‌بار هشام امام را به دمشق احضار کرد و ایشان را مورد نکوهش و سرزنش قرار داد. پس از آن دستور داد تا امام را به زندان انداختند. حضرت در زندان با رفتارش توجه بسیاری را به خود جلب کرد. این موضوع به اطلاع هشام رسید و او از ترس فراگیر شدن محبوبیت امام، دستور بازگشت ایشان را به مدینه صادر کرد.

سکه‌های اموی

مواضع سیاسی

دوران امامت امام باقر جز در مدت کوتاه حکومت عمر بن عبدالعزیز با فشارهای سیاسی و اختناق شدید همراه بود. حاکمان اموی از بیم قیام و اعتراض شیعیان، به شدت امام باقر و یارانشان را زیر نظر داشتند. از این‌رو امام از سیاست تقیّه و مبارزهٔ پنهان بهره گرفت. بدین وسیله ضمن ارائهٔ الگویی از هدایت و رهبری جامعه بر پایه موازین اسلامی، حکومت ظاهری بنی‌امیّه را نیز نپذیرفت. ایشان یاران خود را به عدم همکاری با خلافت و مبارزۀ منفی توصیه می‌کرد. امام باقر در هر فرصت مناسب ـ همچون زمانی که هشام بن‌عبدالملک ایشان و امام صادق را به قصر خود در دمشق فراخوانده بود ـ با صراحت و آشکارا به بیان معارف اسلامی و جایگاه به‌حق اهل بیت پرداخت. البته امام هیچ‌گاه به قیام مسلحانه و درگیری نظامی اقدام نکرد؛ هرچند از سوی شماری از مخالفین حکومت، مورد اعتراض قرار گرفت.

امام محمد باقر پس از گذشت 57 سال از عمر مبارکشان، به شهادت رسید و در قبرستان بقیع در کنار پدرش (امام سجاد) و عمویش (امام حسن) دفن شد. شهادت آن حضرت در عصر خلافت هشام بن‌عبدالملک و به امر وی اتفاق افتاد.

فعالیت (صفحهٔ 129 کتاب درسی)

 

در برخی منابع آمده است که در زمان عبدالملک بن‌مروان سکه‌های رایج میان مردم توسط امپراتوری روم ضرب می‌شد. نقش و نگار آن سکه‌ها نیز به دلیل مسیحی بودن حکمرانان روم «پدر، پسر و روح القدس» بود. گویا مسیحیان فرهنگ و قدرتشان را از این طریق و همچنین با طراحی چنین نقوشی بر روی لباس‌ها و ظروف رواج می‌دادند. عبدالملک که از این امر ناراضی شده بود با صدور نامه‌ای به مناطق تحت حکومت مانع از این امر شد و برخی نقش‌های دیگر و آیات قرآن کریم را با آن طرح‌ها جایگزین کرد. پادشاه روم بسیار از این امر برآشفت و در نامه‌ای عبدالملک را ابتدا به حضرت مسیح سوگند داد که همان سکه‌های رومی را رواج دهد. در انتها هم وی را تهدید کرد که اگر نپذیری، بر روی سکه‌ها ناسزاهایی به پیامبرتان خواهیم نوشت. به علاوه اینکه سکه‌های ما در میان مردم شما رواج دارد و تو هرگز نخواهی توانست که مانع از کار من گردی.

عبدالملک سخت ترسید و هرچه تلاش کرد نتوانست راه‌حلی بیابد. برخی از مشاورانش به او تذکر دادند که تو خود می‌دانی چه کسی می‌تواند گره این مشکل را بگشاید. او نیز دستور داد تا به دنبال امام باقر بروند. امام با آنکه دل خوشی از حکومت نداشت و حتی آنان را به رسمیت نمی‌شناخت به جهت آنچه در سیره سایر امامان «حفظ کیان جامعه اسلامی» معرفی شده بود پذیرفت و راه‌حلی را به او ارائه کرد مبنی بر اینکه:

«به عاملانت دستور بده تا سکه‌هایی را که یک روی آنها سورۀ توحید و روی دیگر نام رسول‌الله است نقش زنند و به‌صورت گسترده در سرزمین‌های اسلامی منتشر و توزیع کنند و بگذار تا مدتی تعاملات تجاری و داد و ستد مردم با آنها انجام پذیرد. بدین ترتیب است که از سکه‌های آنان بی‌نیاز می‌شوی و حاکم روم نیز نمی‌تواند کاری از پیش برد.» او نیز ناچار بود که به این پیشنهاد عمل نماید. پس چنین کرد و پادشاه روم که بسیار مستأصل شده بود این چنین گفت: «اینک که تمام مسلمانان در معاملات خود از سکه‌های رومی استفاده نمی‌کنند نمی‌توانم به تهدید خود جامهٔ عمل بپوشانم.»

متن فوق را با دقت بخوانید و سپس اقدام امام باقر را در راهنمایی حکومت اموی تحلیل کنید.

پرسش‌های نمونه (صفحهٔ 130 کتاب درسی)

 

1- شرایط فکری و فرهنگی عصر امام باقر را بنویسید.
2- شیعه در لغت و اصطلاح به چه معناست؟
3- اقدامات عمر بن‌عبدالعزیز را بنویسید.
4- از جریان‌های فکری دوران امام باقر مرجئه و خوارج را توضیح دهید.
5- فعالیت‌های علمی و فرهنگی امام باقر را توضیح دهید.

اندیشه و جست‌وجو (صفحهٔ 130 کتاب درسی)

1- شیعه کیست؟ از چه زمانی پدید آمد؟
2- اقدامات امام باقر برای رشد و توسعه تشیع چه بود؟

درس 14: امام محمدباقر (ع)